نماینده ایران در لیگ جهانی علوم و فناوری

نماینده ایران در لیگ جهانی علوم و فناوری

این روزها موضوع انتخاب وزیر علوم یکی از مباحث داغ جامعه دانشگاهی ماست.  صرفنظر از تمجید و یا نقد کاندیدای وزارت علوم، فکر میکنم چند مورد مهم در مدیریت وزارت علوم و فناوری کشور باید مد نظر قرار گیرد که حتی توسط جامعه دانشگاهی ما هم بدان توجه کافی نمیشود.

1-     دهه طلایی گنج نیروی انسانی تحصیل کرده جوان و پژوهشگر ما در حال سپری شدن است و فرصت ریسک و سعی و خطاهای چهار پنج ساله بیشتری را نداریم. چنانچه با بهره از این نیروی انسانی هنوز جوان و میان سال نتوانیم به سرعت ایران را به شرایط بهتر و پایدارتری در مسائل اجتماعی و اقتصادی برسانیم، چهار و شاید 8 سال دیگر ما مانده ایم و کارهای نکرده یا بد کرده بسیار، که نیروی انسانی مناسبی هم برای حل آن نداریم که حتی با اصلاح مدیریت های کلان و خرد خود، بتوانیم تحول چشمگیری ایجاد کنیم. ما اغلب بین درک ارزش دارایی های اساسی مادی و انسانی مان، و برنامه صحیح و عملی بهره برداری مناسب از آنها، اختلاف فاز جدی داریم. برای همین اغلب امسال میفهمیم که سالهای قبل چه باید و چه نباید میکردیم. جالب آنکه وقتی امسال میفهمیم که قبلاً چه باید میکردیم، سعی در اعمال مدل مدیریتی مربوطه برای این روزهایی میکنیم که منابع مادی و انسانی متفاوتی با دیروز دارد و باز هم جواب مناسبی نمیگیریم. ما باید همین حالا بفهمیم چه داریم و مدل مدیریتی عملیاتی مناسبی را برای همین روزها بکار بگیریم. در دنیای دینامیک این روزگار، حتی اختلاف فاز دو سه ساله هم ممکن است تمام تلاش های ما را بی ثمر کند چه رسد به اختلاف فازهای چند چهار ساله ما. درست مثل اینکه ما امروز میفهمیم که با کودک هفت ساله سالها قبل چه باید میکردیم که جوانمان دچار مسائل و مشکلات امروز نباشد، اما هنوز هم نمیدانیم با جوانان امروزمان چه باید بکنیم.

 

2-     گرچه دانشجویان و اساتید و خواسته های معقول اجتماعی و علمی شان، بخش مهمی از مسائل وزارت علوم ماست و بنده هم خود را به نوعی در این طیف میبینم، باید گفت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تنها وزارت دانشجویان و اساتید نبوده و محل وزن کشی احزاب و جناح ها هم نباید باشد.  مادامی که در انتخاب وزیر علوم نگرانی های ما هنوز در سطح آزادی یا کنترل فعالیت های سیاسی اجتماعی دانشجویی باشد، نشان از عدم توجه ما به کارکرد اصلی و جایگاه دانشگاه در عصر حاضر به عنوان مهد توسعه علوم بنیادین و فناوری های پیشرفته و شکل دهی و نشر مکاتب اجتماعی مدیریتی نوین، و نقطه آغازین شرکت های دانش بنیان و غول های فناوری و شبکه های اجتماعی جهت ساز در سطح جهانی است. وزارت علوم به همان اندازه و بیشتر هم، باید دغدغه توسعه علوم و فناوری را بطور جدی و بصورت مشخص، موثر و ساختار یافته در ارتباط نزدیکی با صنایع مختلف، بازار کار، کشاورزی و محیط زیست، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، امورخارجه و ارتباطات بین الملل، تدوین و بازنگری قوانین و ... آن هم نه فقط از مسیر مکاتبات کم ثمر و کلی با سازمان های مرکزی و وزارت خانه های مربوطه شان بلکه بطور هدفمند و ساختار یافته و فراگیر از طریق کلیه نهاد ها و موسسات و شرکت ها، انجمن ها و افراد کلیدی، مد نظر قرار دهد.  تا وقتی که مبنای انتخاب کابینه دولت نه فقط در وزارت علوم بلکه دربسیاری از وزارت خانه های دیگر، رویکرد وزرای ناظمی باشد، که برنامه و دیگاه اصلی شان تنها حفظ و مدیریت وضع موجود باشد، فردای ما بهتر از امروز نخواهد بود. کافی است نگاهی بیندازیم به صفحات روزنامه ها و شبکه های اجتماعی، نگرانی ها و توصیه ها در نقد یا تایید کاندیدای وزارت علوم ، هنوز هم بیشتر مطالبات و نگرانی های جنبش دانشجویی و یا گلایه های اصلاح طلبانه و اصول گرایی است، تا توانمندی و برنامه وزیر آینده علوم برای موارد اساسی بالا.

3-      مشکل اساسی دیگر در این میان آن است، که نگاه نظام مدیریتی وزارت علوم ما نسبت به دانشگاه ها، در موضوعات آموزشی تحقیقاتی، جذب اساتید و دانشجویان، همکاری های بین المللی، توسعه ساختارهای تاثیر گذار اجتماعی و علمی و برگزاری برنامه های مربوطه، غالباً دیدگاه انحصار گرایانه و متمرکز است (حتی نسبت به بزرگترین و بهترین دانشگاه های این کشور). بدین سبب ما یک وزارت علوم داریم که به شکلهای مختلف بین خودش و بیش از دو هزار دانشگاه بزرگ و کوچک کشور، هزاران کانال تو در تو جهت تدوین و اعلام آیین نامه ها، کنترل و ارزیابی روش ها و برنامه ها و... ایجاد نموده است که نه توان تبادل حجم عظیم اطلاعات مورد نظر را دارد و نه امکان و فرصت تحلیل و اصلاح امور را. مگر اینکه در برابر هر دانشگاه حد اقل طبقه ای ویژه آن دانشگاه با اختیارات وزیر و معاونانش در وزارت علوم ایجاد کنیم تا قدری چابکی و تحرک مورد انتظار ایجاد گردد، اما تاجایی که میدانیم وزارت علوم ما پانزده طبقه بیشتر ندارد! جالب آنکه در تعامل با دانشگاه های بزرگ دنیا، وزارت علوم حتی اگر بخواهد پاسخ گوی یک درصد از دانشگاه ها و مراکز پژوهشی برتر و متوسط دنیا که علاقمند به همکاری با دانشگاه های ایران هستند، باشد، وزارت علوم چند صد طبقه دیگر هم برای پیگیری این امور نیاز دارد. حال وظیفه ملی وزارت علوم در توسعه ارتباط با صنعت و کارآفرینی و ... در چند طبقه مازاد دیگر میگنجد، بماند. لذا ماییم بیش از یکصد دانشگاه برتر کشور با یک وزارت علوم  که مواجه است با کشورهای پیشرفته ای نظیر آلمان با حدود چند صد دانشگاه و انستتو تحقیقاتی برجسته که بسیاری از آنها برای خود در حد یک وزارت علوم اختیار، بودجه، برنامه و پویایی دارند. در دنیای امروز چاره ای نیست بجز توسعه و تبدیل هر دانشگاه برتر ما به یک وزارت علوم. مگر تفاوت وزارت علوم با دانشگاه های طراز اول کشور نظیر تهران، شریف، امیرکبیر، علم و صنعت، شهید بهشتی، تربیت مدرس، اصفهان، فردوسی مشهد، شیراز، تبریز، کرمان و ... چیست؟ اگر موضوع بنا و ساختمان و آزمایشگاه و زیرساخت ها باشد که برخی از این دانشگاه ها از وزارت علوم هم بزرگتر و مجهز ترند، اگر موضوع مدیریت و نیروی انسانی باشد، آیا غیر از این است که دانشگاه های ما پر است از وزرا و معاونین آموزشی، پژوهشی و مدیران سابق علوم، صنعت، کشاورزی و ... چطور تا دیروز که در راس وزارت یا معاونتی بودند صلاحیت و توانایی مدیریت و اداره وزارت علوم و همه دانشگاه ها را داشتند، اما به محض پایان رسیدن دوران کاریشان در وزارت قبلی، صلاحیت و توانایی اداره یک دانشگاه متوسط را با اختیارات مناسب مورد نیاز ملی و بین المللی ندارند؟ مگر وزیر علوم های بعدی هم یکی از همین روسا و معاونین دانشگاه های بزرگ و متوسط فعلی نخواهد بود؟

 این همه تاکید و توصیه های ارزشمند بزرگان این کشور در توجه به اقتصاد مقاومتی و اقدام و عمل، و بهره گیری از کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه ها، کافی نیست که آزاد بیندیشیم وصادقانه به هم آزاد و بلند بگوییم که برای رقابت علمی و اقتصادی در لیگ جهانی علوم و فناوری، که منشاء اصلی قدرت و ثروت مادی و انسانی در دنیای امروز است، ما نیز نیاز به یکصد وزارت علوم چابک و یکصد وزیر علوم مقتدر، اندیشمند و مدیر، در قالب دانشگاه های قدرتمند وزارت گونه داریم، نه یک وزارت علوم با وزیر علومی که شاید در دانشگاه متوسط خود نیز، به جهت ضعف ساختاری موجود، فرصت تجربه مدیریت چابک و موفق جهانی نداشته است.  اقدام و عمل صحیح در اقتصاد مقاومتی به ارزیابی درست ما از اوضاع رقبا و رفقا در سطح  منطقه و جهان دارد، با یک "وزارت علوم گرفتار یکصد بار" نمیتوان با یکصد وزارت علوم  چابک برنامه دار رقیب، هماوردی موفقی در جذب و بکار گیری سرمایه های انسانی، طبیعی و مادی داشته باشیم.

 

 گنج نیروی انسانی تحصیل کرده و دانشجویان زبده  و با انرژی این سرزمین پر گوهر، که با خمیرمایه معنوی و منحصر بفرد جامعه دین مدار ما هدفمند تر نیز شده است،  آرزوی بسیاری از کشورهای پیشرفته و رقبای ماست، در مدیریت سودمند و نیکوی این گنج، هوشیار، بزرگوار و سریع باشیم تا با دستاوردهای ملی و جهانی شگرف آن دل و جانمان با هر سلیقه سیاسی و رنگ جناحی، مزین به لبخند و شوق جوانان و مردم این سرزمین گردد.  

 

 

با آرزوی انسانی آگاه تر و جهانی آبادتر

علی یار جوادی، استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران

رییس هیئت مدیره انجمن دانشگاهیان و متخصصان ایرانی در آلمان (ایراسا)

/ 1 نظر / 51 بازدید
Student

نماینده ایران در لیگ جهانی علوم و فناوری