از زلزله بم تا آذربایجان، زلزله در همه ایران؟

از زلزله بم تا آذربایجان، زلزله در همه ایران؟

دل نوشته زیر حاصل غم و اندوه بسیار من از آوارهای زلزله 9 سال پیش بم بود، وقتی که در غروب آن روز غم انگیز به فرودگاه مهر آباد تهران برای پیوستن به جمع امداد گران رفتم و اما پس از ساعت ها انتظار جایی در پروازها نیافتم آنچنان که استقبال برای پیوستن به جمعیت امدادگران بی نظیر و ظرفیت پذیرش و انتقال محدود بود.

 به مدت چندین روز پس از آن حادثه تلخ دلها همه با هم مهربان شده بودند و چهره ها با هم گفتگویی نزدیکتر و دوستانه تر داشتند. خوب به خاطر دارم که از تاکسی دار تا میوه فروش و کارمندان ادارات، سعی میکردند با مهربانی و بدون زیاده خواهی با دیگران با احترام و انصاف برخورد کنند. چقدر همه با هم مهربان شده بودند اما به بهایی بسیار گزاف.

 

 این روزها آیا عمق فاجعه در زلزله آذربایجان کمتر است؟ یا پوشش خبری ابتدایی آن کمتر بود؟ و یا مردم نامهربانتر و سنگدل تر و گرفتار در چنبره زندگی محقر شخصی خود به بهای گزاف هم مهربانتر نمیشوند؟ که دیگر حتی شاید دلی و قلبی چنان که باید در سینه جامعه امروزی ما نمی تپد که حتی به بهایی گزاف هم چند روزی مهربان گردد.

 

 آرزو میکنم که چنین نباشد، وگرنه این به معنای زلزله ای بس بزرگتر و دردناکتر برای همه ماست، چنان که گویی اغلب ما مدتهاست که در زیر آوارهای خود ساخته خویش مدفونیم.  

 

چه‌بی فروغ دیده

به یاد زلزله زدگان بم... به یاد آنانکه تا بودند ندیدیمشان.... به یاد زلزله زدگان نمرده در همه جای ایران که باز هم نمی‌بینیم‌شان

 

ببین چه عشق نابی، کنون عیان نموده   ز بی‌شمار سروی که واژگون نموده

کنون تو هر که بینی به مهر مینوازد

نگاه بسته‌ای را به خاک و خون کشیده

 

عجب نه از چنین مهر، بر اینچنین نگاهی

                  که سنگ هم بگرید بر این تن دریده

 

برای خوب بودن، برای خوب دیدن،

چه بی‌صفاست قلبی، چه بی‌فروغ دیده،

که کشته‌های بسیار تواندش گشودن،

دو چشم بسته‌اش را، ز خواب آرمیده

 

بگو کجا تو بودی؟ در آن دمی که بودم

غمین و دل فسرده، به زانوی خمیده

بگو کجا تو بودی؟ در آن دمی که هر دم

صدا می‌زدم من... کسی مرا ندیده؟....؟؟؟

 

بگو هزار افسوس، چو بگذرد زمانی

تمام آنچه دیدی، شود کمی شنیده

چه بی صفاست قلبی، چه بی فروغ دیده

که خوب می‌نبیند، یه قصه شنیده

 

بگو ببین تو اکنون، هزار هزار چون من

صدا می‌زنند باز،.... کسی مرا ندیده؟....؟؟؟

چه بی‌صفاست قلبی، چه بی‌فروغ دیده

که خوب می‌نبیند گل خزان ندیده

 

چه بی نواست قلبی، چه بی حیاست دیده

که باز هم نبیند، چنین تنی دریده

به باورم نگنجد، چنین دو چشم کوری

چنین قلوب موری، خدا هم آفریده!

 

گل خزان ندیده.... بگو تو را که چیده؟..

مگر نه آن که هرگز، خیال آن نبودش

که لحظه‌ای بجوید، که چیست این صداها

             کسی مرا ندیده..؟.... کسی مرا ندیده..؟....  کسی….. مر...ا…….. ند..ید..ه..؟....

 

11/10/1382   ع- یار - ج

 

/ 5 نظر / 36 بازدید
موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 713497614

لیلا

سلام شعری که مربوط به زلزله بم بود واقعا زیبا و عمیق بود. ممنونم. در رابطه با مهربانی گران قیمت ایرانیها تا قسمتی با شما موافقم چون رفتار ما ایرانیها با هم بد شده من همیشه به دوستانم میگم تحمل این شرایط آسونتر از تحمل رفتار دیگران با ما هست در ایران باید یک توان زیادی برای تحمل رفتارهای نامهربان دیگران داشته باشیم اما گاهی هم معنی مهر اشتباه شده در ایران دهانهای زیادی مانند کودکان شیرخوار باز هستند برای گرفتن. اکثرا کاری که خودشون میتوانند انجام بدند رو انجام نمیدند و منتظر دیگران هستند عده ای هم منتظر خدا هستند عده ای هم منتظر آمریکا! به قول شما راهنمای ماشین را قرار نیست رئیس جمهور بزنه. خیلی کارها رو خودمون میتوانیم انجام بدیم اما خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه(با بیماری/فلج/اعتیاد/تصادف و ...) از دیگران کمک می‌خواهیم. شکل وحدت از نظر من بیشتر شبیه به چندین قلوهای بهم چسبیده شده. یعنی مردم از روی آگاهی تن به وحدت نمیدند بلکه شاید از ترس تنهایی و ناتوانی بهم چسبیدند.

.......

......

لیلا

سلام چرا مطلب جدید نمی‌گذارید؟ خبری از شما نیست. از وجوده در حال گذرتون کم نکنید.

ساحل

سخت میگذرد باور این روزهای سخت این همه درد